روزنامه اعتماد : سهيلا قديري تنهاترين و بي پناه ترين ايراني كه زندان هاي كشور تاكنون به خود ديده، ديروز اعدام شد. نه كسي را داشت كه براي اعدام نشدنش به دادستان التماس كند و نه حتي بيرون در زندان اوين كسي منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. كسي بدن بي جان او را تحويل نمي گيرد و هيچ ختمي به خاطر او برگزار نمي شود. از همه درآمدهاي نفتي كشور فقط چند متر طناب نصيب گردن او شد و از 70 ميليون جمعيت ايران تنها كسي كه به او محبت كرد، سربازي بود كه دلش آمد صندلي را از زير پاي سهيلا بكشد و به 16 سال بي پناهي و فقر و آوارگي او پايان دهد و او را روانه آن دنيا كرد كه مامن زجركشيدگان و بي پناهان و راه به جايي نبردگان است.سهيلا 16 سال پيش از خانواده يي كه هيچ سرمايه مادي و فرهنگي نداشت تا خوب و بد را به او بياموزد، فرار كرد و ميهمان پارك هاي ميدان تجريش شد. حال او يك دختر شهرستاني يا دهاتي با لهجه كردي و لباس هايي بود كه به سادگي مي شد دريافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اينجا بود كه ميهمان ثابت گرسنگي و سرماي زمستان و گرماي تابستان و نگاه كثيف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگي در حالي كه فرزند ناخواسته يي را حمل مي كرد، از سوي پليس دستگير شد و براي اولين بار در زير سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه كرد. به گفته خودش كودك پنج روزه اش را كشت چون تحمل سختي و گرسنگي و آوارگي كشيدن فرزند دلبندش را نداشت. وقتي وكيل در جلسه دادگاه از او مي خواهد كه بگويد «دچار جنون شده بودم فرزندم را كشتم»، زير بار نرفت و باز تاكيد كرد من عاشق كودكم بودم زيرا به غير از او كسي را نداشتم ولي نمي خواستم فرزند يك مرد معتاد و يك زن ولگرد بي پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقيري كه در دادگاه تكرار مي كرد من روي سنگفرش هاي خيابان و زير باران بزرگ شده ام، آن كودك بي پناه تر از مادرش را به كام مرگ كشاند و پس از دو سال مادرش نيز به سرنوشت مشابهي دچار شد.اعدام بي پناه ترين ايراني اين سوال را مطرح مي كند كه گناه ولگردي و هرزگي يك انسان فقير و بي پناه و راه گم كرده بزرگ تر است يا گناه جامعه ثروتمندي كه براي فنا نشدن امثال سهيلا اقدامي نمي كند. قبح فسق و فجور سهيلا زشت تر است يا اينكه كسي در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگي به تن فروشي روي آورد. و در نهايت وجود امثال سهيلاي ولگرد و قاتل براي يك جامعه پرادعا و پر از مراسم پرريخت و پاش زشت تر است يا بي تفاوتي نسبت به اينكه در لابه لاي كوچه پس كوچه هاي حوالي ميدان تجريش، انساني در اثر سرماي دي و بهمن چنان به خود بلرزد كه براي نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانه يي سپري كند. حال كه از فقر و بي پناهي و به تعبير برخي، استضعاف امثال سهيلا احساس گناه نكرديم، از گرسنه ماندن او در خيابان هاي پر از رستوران تجريش شرمنده نشديم، و از اينكه جايي را نداشته تا شب هاي زمستان را در آن سپري كند. فرجام سهيلا قديري و كودك پنج روزه اش ثمره يك بي عدالتي و يك ظلم غدار اجتماعي است كه براي سر و سامان و پناه دادن به امثال سهيلا چاره يي نينديشيده. اگر نگاه سنتي خشن و بي عاطفه سياه و سفيد جامعه خود را به تجربه ديگر جوامع متوجه كنيم، درمي يابيم بسياري از كشورها راه حل هايي را تجربه كرده اند. كشورهاي اروپايي مراكزي را داير كرده اند كه هدف از سازماندهي آن پناه دادن به كساني است كه براي مدت كوتاهي يا اساساً سرپناهي ندارند و بدون سرپناه فنا مي شوند. حتي در كشور ثروتمندي همچون سوئد يا انگليس زناني كه در اثر اختلاف خانوادگي از خانه فراري مي شوند به مكان هاي تعريف شده يي هدايت مي شوند تا آرامش بيابند و به زندگي عادي بازگردند.براي جامعه يي كه مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبت ها تعداد ديگ هاي بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه مي شود و بسياري از نهادها با يكديگر رقابت مي كنند، تامين زندگي دو هزار يا پنج هزار نفر امثال سهيلا هزينه و سازماندهي كمرشكني محسوب نمي شود.اعدام امثال سهيلا به عنوان نماينده فقيرترين اقشار آسيب پذير كه از يكي از دورافتاده ترين شهرهاي غرب كشور به تهران پرتاب شده، كدام حس عدالت طلبي كجاي نظام قضايي ما را اقناع مي كند و پاسخ مي گويد. آيا سهيلا قديري شهروند دارنده شناسنامه كشور ايران به خاطر محروميت و فلاكتي كه كشيد و نقل آن، اشك همگان را در دادگاه درآورد بايد غرامت دريافت مي كرد يا حكم اعدام. يك هفتادميليونيوم درآمدهاي نفتي ايران كه بالغ بر 735 ميليارد دلار مي شود معادل 10 هزار و پانصد دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. سهم سهيلا به عنوان عضوي از جامعه 70 ميليوني ايران با يك حساب سرانگشتي 10500 دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. در شرايطي كه بسياري از اقشار جامعه ايران با تحصيل در آموزش و پرورش و تحصيلات دانشگاهي مجاني و با دريافت يارانه هاي بهداشتي، غذايي و دارويي بسيار بيشتر از 10500 دلار از سهم درآمد نفتي تسهيلات دريافت كرده اند، سهيلا به عنوان شهروند جامعه ايران هيچ گاه امكان بهره مندي از هيچ تسهيلات دولتي و ملي را نداشت. به همين لحاظ سهيلا به عنوان كسي كه نتوانست از هيچ امكاناتي بهره مند شود، بايد حداقل 10 ميليون و 500 هزار تومان سهم خود را از درآمدهاي نفتي 30 سال گذشته دريافت مي كرد. و نيز به خاطر محروميت هايي كه به آن دچار شد و عقب ماندگي و عقب افتادگي مضاعفي را بر او تحميل كرد، مبالغ ديگري را نيز بايد به عنوان خسارت دريافت مي كرد. به اين ترتيب سهيلا با داشتن 10 ميليون و 500 هزار تومان امكان آن را داشت تا اتاقي را اجاره كند، كار شرافتمندانه يي را بيابد و شب ها از گرسنگي و زمستان ها از سرما به خود نلرزد. شايد او مي توانست خانواده يي تشكيل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه مي كرد و نيز فرصت مي يافت به جاي كشتن فرزند دلبندش با شيرين زباني و شيطنت هاي كودكانه او آرامش يابد. اما سهيلا به جاي آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او ديگر گرسنگي نمي كشد، از سرما به خود نمي لرزد و نگاه هاي هرزه را تحمل نمي كند. بي ترديد در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحيم آرامش يافته است..
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت
3:53 AM  توسط Omid
|
در اين خاک زرخيز ايران زمين
نبودند جز مردمي پاک دين
همه دينشان مردي و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کيششان
گنه بود آزار کس پيششان
همه بنده ناب يزدان پاک
همه دل پر از مهر اين آب و خاک
پدر در پدر آريايي نژاد
ز پشت فريدون نيکو نهاد
بزرگي به مردي و فرهنگ بود
گدايي در اين بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر ميهن فراموش ما
که انداخت آتش در اين بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کرديم کين گونه گشتيم خوار؟
خرد را فکنديم اين سان زکار
نبود اين چنين کشور و دين ما
کجا رفت آيين ديرين ما؟
به يزدان که اين کشور آباد بود
همه جاي مردان آزاد بود
. ..
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت
0:58 AM  توسط Omid
|
"بايد براي بقيه كشورها اين ارزش را قائل شويم كه آنها هم يكسري مباحث فرهنگي خود را ثبت كنند. اين تماميتخواهي است كه هيچ كشوري چيزي ثبت نكند، چون فقط من بايد آن را ثبت كنم." اين گفته بقايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، پس از ثبت جهاني عاشيقلار به نام آذربايجان است.

به گزارش خبرنگار اجتماعي «فردا»، اينكه مولانا ترك ميشود و فارابي تركمن، اينكه روزنامه الاتحاد امارات فردوسي را ملهم از پنج حماسهسراي عرب دانسته و به صراحت اذعان ميدارد كه نام اين پنج نفر نيز بايد بر روي شاهنامه درج شود؟؟؟ اينكه نه تنها خود رودكي كه هفت پشت او هم به تاجيكها ميرسد، اينكه خاستگاه «سماع» بلاد عثماني است و خالق آن تركها و هزار «اينكه» ديگر كه پاياني جز از دست رفتن بخش روشني از تاريخ اين مرز و بوم را دارد؛ دليلي جز گشادهدستي ما ايرانيان براي بخشش فرهنگي خود ندارد.
ما كه همواره همسايهها را به دزديدن مفاخرمان متهم ميكنيم در پي تصاحب موسيقي عاشيقلار توسط جمهوري آذربايجان و ثبت آن به نام خود در فهرست يونسكو نشان داديم كه آنچه سرقت فرهنگ و تاريخ ايران را سبب ميشود، سارق بودن همسايه نيست كه عامل اصلي بياعتنايي مسئولان نسبت به مفاخر است. گواينكه واكنش رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به ثبت عاشيقلار توسط آذربايجان صحهاي بر اين مدعاست.
عاشيق لار كه اكنون در فهرست ميراث معنوي يونسكو به نام آذربايجان ثبت است متعلق به خطه وسيعي است كه عمده آن در ايران و بخشي هم در آذربايجان و تركيه قرار دارد. موسيقي عاشيق لار خاستگاهي ايراني دارد و امروز با زندگي مردم استانهاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل و بخشهاي شمالي همدان درآميخته است.
پرونده موسيقي سنتي عاشيقلار سال پيش در آذربايجان غربي توسط مردمشناسان اين استان در حال آماده شدن براي ثبت در فهرست ميراث معنوي كشور بود و طبق پيشبينيهاي انجامشده اين پرونده بايد تا پايان سال 1387 آماده ميشد اما سياسي شدن سازمان ميراث فرهنگي در همان برههزماني، آنرا از پرداختن به وظيفه اصلي خود بازداشت تا به رسم معمول مديريت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري امور مهم جهاني مانند پرونده قره كليسا به تعويق بيفتد.
اما عاشيقلار كه چون قره كليسا و ديگر ابنيه تاريخي محدود به مكان نبود، حكايت ديگري يافت و در بيعملي مديران ارشد ميراث فرهنگي مهر مالكيت مملكتي ديگر را به گردن آويخت. پيش از اين هم چوب اين تعلل در مالكيت سماع توسط تركها بر پيكره فرهنگي ايران خورده بود.
يكي از مديران سابق ميراث فرهنگي كشور در گفتگو با خبرنگار اجتماعي«فردا»، ضمن طبيعي خواندن ثبت عاشيقلار توسط آذربايجان، اظهار داشت: اينكه هر روز يكي از مواريث و يا مفاخر ادبي و تاريخي ما توسط ديگر كشور مصادره ميشود دور از انتظار و عجيب نيست، چراكه مديران فعلي ميراث فرهنگي كشور نه دغدغه فرهنگ دارند و نه دغدغه ميراث فرهنگي، اينها ميراث فرهنگي را نميشناسند زيرا در هيچ مكتبي و پاي درس هيچ استادي زانو نزده و نياموختهاند. از اينرو هيچ سنخيتي با فرهنگ و ميراث فرهنگي ندارند.
حميد بقايي كه در دولت دهم رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شده، اما در دولت نهم هم به دليل سياسيكاريهاي مشايي، رتق و فتق امور داخلي سازمان را تمام و كمال عهدهدار بود، مصداق بارز مديران محضر استاد نديده است. گواه اين مدعا نيز از ميان گفتههاي بقايي پس از ثبت عاشيقلار بخوبي عيان است.
بقايي با فرار به جلو متهم كردن رسانهها براي وارونه جلوه دادن افتخارات ايران گفته بود: «اكنون عيد نوروز ثبت شده است و رسانهها سراغ موضوعي رفتهاند كه در برابر اين پرونده ثبتشده ايران، اصلاً ارزشي ندارد ... رسانهها با اين رفتار خود، آب به آسياب دشمن ميريزند اگر ضعفي و اشكالي وجود دارد، نبايد مدام به آن پرداخته شود ... اين تماميتخواهي است كه هيچ كشوري چيزي ثبت نكند، چون فقط من بايد ثبت كنم ... قرار نيست همهچيز مال من باشد و قرار نيست به جمهوري آذربايجان بگوييم، نفس نكش...»
نتيجه بيعملي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اين شد كه تا تاريخ هست، جهان عاشيقلار را با نام آذربايجان بشناسد. اين اتفاق نشان داد كه در كشور ما حرف و حديثهاى دلنواز زيادى درباره فرهنگ و ارتقا جايگاه مباحث آن در داخل و خارج طرح مىشود اما تا اين حرف و حديثها به منصه ظهور برسد راه بس طولانى است.
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت
0:43 AM  توسط Omid
|
موزه بريتانيا در لندن، عدم انتقال و امانت دادن استوانه كورش به ايران را بدليل شرايط سياسي داخلي ايران خوانده است.
حميد بقايي، معاون محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري اسلامي و رييس سازمان ميراث فرهنگي ايران، اظهارات مسؤولان موزه بريتانيا را بهانه دانسته و از امكان قطع همكاريهاي فرهنگي با موزه بريتانيا گفته است.
با اين وجود موزه بريتانيا اعلام كرده است بر تعهدش براي امانت دادن منشور كوروش به دولت ايران پايبند و اميدوار است هرچه زودتر شرايط لازم براي انتقال اين اثر تاريخي به ايران فراهم شود.
از استوانه كورش بعنوان نخستين منشور حقوق بشر ياد ميشود.
كتيبه كوروش و تنش در روابط ايران و بريتانيا
كتيبه كوروش كه از آن با عنوان قديمىترين منشور حقوق بشر در جهان ياد مىشود به عاملى براى دامن زدن به تنش در روابط سرد ميان تهران و لندن تبديل شده است.
روزنامه انگليسي گاردين روز جمعه در اين باره در سايت اينترنتى خود نوشته است، موزه بريتانيا با توجه به تنش سياسى ناشى از انتخابات رياست جمهورى اخير در ايران، از موافقت با اجراى قراردادى به منظور به امانت دادن كتيبه كوروش به ايران خوددارى مىكند.
اين در حالى است كه مقامهاى ايرانى تهديد كردهاند، چنانچه موزه بريتانيا از فرستادن كتيبه ۲۵۰۰ ساله كوروش كبير به ايران همچنان خوددارى كند، روابط و همكارى خود را با اين موزه قطع خواهند كرد.
گاردين مىنويسد، محققان ايرانى نيز بر اين عقيده هستند كه ترديد موزه بريتانيا در قرض دادن كتيبه كوروش به مقامهاى ايرانى با توجه به تهاجم «مورخان يهودىستيز» در ايران عليه كوروش كبير به عنوان «پدر ملت ايران» قابل درك است.
حميد بقايى رييس سازمان ميراث فرهنگى ايران چندى پيش هنگام بازديد از موزه ايران باستان در تهران در اين باره گفته است:« موزه بريتانيا از شرايط سياسى بعد از انتخابات رياست جمهورى در ايران به عنوان مهمترين بهانه خود براى ندادن كتيبه كوروش به ايران ياد مىكند.»
وى همچنين تهديد كرد، چنانچه موزه بريتانيا «همچنان به بهانهجويى خود ادامه دهد»، طرف ايرانى نيز به همكارىهاى خود با اين موزه در تمام زمينهها از جمله در زمينه كاوشهاى باستانشناسى و تحقيقات پايان خواهد داد.
به نوشته گاردين آقاى نيل مكگريگو مدير موزه بريتانيا پيشتر در ازاى دريافت چندين گنجينه با ارزش تاريخى مربوط به دوران شاه عباس صفوى، كه به تازگى در لندن به نمايش در آمد، با امانت دادن كتيبه كوروش موافقت كرده بود.
سنگنوشته استوانهاى شكلى كه ۲۳ سانتيمتر طول دارد و به عنوان نخستين منشور حقوق بشر در جهان شناخته مىشود، حدود ۵۳۰ سال پيش از ميلاد به دستور كورش كبير بنيانگذار شاهنشاهى ايران نوشته شده است.
كوروش پس از فتح بابل و رهاندن مردمان آنجا و به ويژه يهوديان از بردگى و ستم دستور نوشتن اين كتيبه را صادر كرد كه در آن آمده است هر كس آزاد است كه فرهنگ و مذهب خود را داشته باشد.
در اين ميان خانم حنا بولتون مدير روابط عمومى و مطبوعاتى موزه بريتانيا با تاكيد بر اين كه موزه بريتانيا به تعهد خود در زمينه امانت سنگنوشته كورش به ايران عمل مىكند، ابراز اميدوارى مىكند كه شرايط در ايران براى انجام چنين كارى مهيا شود.
گاردين در بخش پايانى گزارش خود به نقل از شاهپور سورن- پهلو يكى از مديران مركز مطالعات ايران باستان در لندن مىنويسد، شايد دولت كنونى در ايران در پى نابود كردن كتيبه كورش است.
آقاى سورن- پهلو با اشاره به نفرت نظام كنونى در ايران از دوره پيش از اسلام اين پرسش را مطرح مىكند كه « چه كسى امنيت سنگنوشته كورش را در ايران تضمين مىكند؟»
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت
0:27 AM  توسط Omid
|
ايران گفته است در صورتي كه موزه بريتانيا منشور كوروش را براي نمايش داده شدن در ايران قرض ندهد كليه همكاري هاي فرهنگي و علمي با بريتانيا را قطع خواهد كرد.
حميد بقايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري ايران به خبرگزاري فارس گفت كه موزه بريتانيا اعلام كرده است به علت حوادث پس از انتخابات ايران، برخلاف قول قبلي خود قادر به ارسال منشور كوروش به ايران نيست و آن را در فرصتي ديگر در ايران به نمايش خواهد گذاشت.
آقاي بقايي اين اقدام موزه بريتانيا را "بهانه اي سياسي" دانست.
موزه بريتانيا گفت كه هيات امناي موزه "قصد خود براي قرض دادن منشور كوروش به ايران را مورد تاكيد قرار داده اند."
در بيانيه موزه آمده است: "شماري از مسائل و مشكلات هست كه بايد حل شود، اما همانطور كه توافق شده قصد ما ارسال آن است."
هانا بولتون رئيس دفتر مطبوعات موزه بريتانيا اخيرا در گفت و گو با روزنامه گاردين گفته بود: "موقع قرض دادن هرگونه شيئي بايد بررسي كنيم كه زمان مناسب است يا نه."
او افزود: "ما اميدواريم بتوانيم به تعهد خود عمل كنيم، نمي توانيم بگوييم چه زماني خواهد بود. در مقطع كنوني اوضاع ايران را زير نظر داريم."
آقاي بقايي گفت: "اين اقدام موزه بريتانيا تنها يك بهانه است و آنها مي خواهند عمل به تعهدشان را به تعويق بيندازند به همين دليل ما طي يك مهلت 2 ماهه به آنها فرصت مي دهيم تا اين موضوع را تعيين تكليف كنند."
او افزود: "اگر آنها منشور كوروش را براي نمايش در ايران تا حداكثر دو ماه آينده ارسال نكنند، ما هم تمام همكاري هاي مشترك باستان شناسي، برپايي نمايشگاه هاي ميراث فرهنگي و غيره را در انگلستان متوقف و قطع خواهيم كرد."
منشور كوروش حدود 2500 سال قبل به دستور اين پادشاه هخامنشي ساخته شده است.
گفته مي شود كه اين منشور حاوي اولين مجموعه حقوق بشر است و بر بردباري مذهبي تاكيد مي كند.
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت
0:22 AM  توسط Omid
|
به نام اهورای پاک
.:: بسیاری از ابزارهای دریانوردی و نجوم توسط ایرانیان اختراع شده است ::.
كهنترین سند دریانوردی ایرانیان، مهری است كه در چغامیش خوزستان بدست آمده است. تاریخ تمدن ناحیه چغامیش به ششهزارسال پیش از میلاد میرسد. این مهر گلین، یك كشتی را با سرنشینانش نشان میدهد. در این كشتی یك سردار پیروز ایرانی، بازگشته از جنگ، نشسته، و اسیران زانوزده در جلوی او دیده میشوند. در این مهر یك گاو نر و یك پرچم هلالی شكل هم دیده میشوند. نقشهای برجسته پاسارگاد نمایانگر توانمندی دریایی ایرانیان و فرمانروایی ایشان بر هفتدریاست.
قطب نما
در مورد اختراع قطبنما روایتهای زیادی وجود دارد. تنی چند از دانشمندان آن را به چینیها و یا حتی ایتالیاییها نسبت میدهند. اما بیشتر دانشمندان متفقالقولند كه قطبنما به وسیله ایرانیان ساخته شده است. قطبنمای ایرانی برخلاف قطبنمای چینی كه 24 جهت داشت، دارای 32 جهت بودهاست. عدد 32 علاوه بر نشاندادن دقت بیشتر قطبنمای ایرانی، نمایانگر آشنایی ایرانیان با اعداد در مبنای 2 و دانش ریاضی پیشرفته آنان است،كه خود بحث جداگانه و بسیار مفصلی را میطلبد. در افسانههای كهن ایرانی آمده است كه اسفندیار رویین به هنگام حركت برای نبرد با اژدها از پیكانی آهنین سود میجسته، كه همواره جهت ثابتی را به او نشان میداده است. در دوران نخستین اسلامی، قبلهنما توسط ایرانیان به قطبنما افزوده شد تا همواره و در هر وضعیتی بتوان جهت درست قبله را پیدا نمود. ایرانیان از این اختراع استفاده كامل نموده و آن را به دیگر مسلمانان شناساندند. نامهای فارسی اجزای قطبنما در زبان عربی شاهد تاریخی مسلمی است كه كاربرد قطبنما از طریق ایرانیان به دست دیگر ملتهای مسلمان رسیده است.
سكان
اختراع فرمان كشتی (سكان - سوكان) از سوی تمامی دانشمندان، بدون استثنا، به ایرانیان نسبت داده شده است. در روایتها وداستانهای ایرانی چنین آمده است كه سندباد، ناخدا و دریانورد پرآوازه ایرانی اهل بندر سیراف، سكان را اختراع كرده است. نامهای نیز از معاویه، فرمانده نیروی دریایی مسلمانان در دریای مدیترانه، به خلیفه دوم بر جای مانده كه در آن از مزایای این اختراع ایرانیان و برتری كشتیهای ایرانی دارای سكان به كشتیهای رومی سخن گفته است. در این نامه او از خلیفه درخواست نموده كه كلیه امور دریانوردی، كشتیرانی و دریاپویی به ایرانیان واگذار شود. ترجمه متن این نامه در كتاب اسماعیل رایین، دریانوردی ایرانیان، آورده شده است.
ژرفنایاب - عمق یاب
برای تعیین ژرفنای آب در دریا، به ویژه مناطق ساحلی دریای پارس و دریای مكران، ایرانیان ابزاری اختراع نموده و به كار میبردند كه شباهت زیادی به شاقول بنایی داشته است. هرچند كه اختراع این سوند باستانی به سندباد ناخدای پرآوازه ایرانی نسبت داده شده است، اما اكتشافات اخیر كشتیهای غرق شده ایرانی در دریای اژه، كه در یورش به یونان شركت داشتهاند، نشان میدهد كه از دوران هخامنشیان، ایرانیان این ابزار را شناخته و به كار میبردند.
مسافت یاب
دریانوردان ایرانی، از زمانهای باستان، ابزارهایی برای پیمودن مسافتهای دریایی به كار میبردهاند.یكی از این ابزارها ریسمانی بوده كه به تدریج باز میشده، كه پس از رسیدن به انتها، آن را میپیچیدند و دوباره استفاده میكردهاند.
رهنامهها
راهنامهها، نقشهها و نوشتههایی بودند كه در آنها كلیه اطلاعات مربوط به دریانوردی ثبت و مستند شده بود. ایرانیان از روزگار باستان، مبتكر و صاحب رهنامههایی بودهاند و به كمك آنها دریانوردی و دریاپویی میكردهاند. رهنامههای ایرانیان، اطلاعات و آگاهیهایی در مورد بنادر و جزایر، گاهشناسی و جهت یابی، جریانهای دریایی، جریانهای هوایی، ابزارهای دریانوردی و ... را در بر داشتهاند. پس از اسلام، بسیاری از رهنامههای دوران ساسانی به عربی ترجمه شد و دریانوردان دوران اسلامی، بهره فراوانی از آنان برگرفتند.
پیل الكتریكی
در سال 1330 خورشیدی، باستان شناس آلمانی ویلهلم كونیك و همكارانش در نزدیكی تیسفون ابزارهایی از دوران اشكانیان را یافتند. پس از بررسی معلوم شد كه این ابزارها پیلهای الكتریكی هستند كه به دست ایرانیان در دوران اشكانیان ساخته شده و به كار برده میشدهاند. او این پیلهای تیسفون را
Baghdad Battery نامید. جهت آگاهی بیشتر از این پیل الكتریكی میتوانید به سایتهای با موضوع Baghdad Battery در اینترنت مراجعه نمایید.
اكتشاف این اختراع ایرانیان به اندازهای تعجب و شگفتی جهانیان را بر انگیخت كه حتی برخی از دانشمندان اروپایی و امریكایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساكنان فراهوشمند سیارات دیگر كه با بشقابهای پرنده و كشتیهای فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی دانستند. برای ایشان پذیرفتنی نبود كه ایرانیان 1500 سال پیش از گالوای ایتالیایی(1786 میلادی) پیل الكتریكی را اختراع نموده باشند. (برای آگاهی بیشتر میتوانید به كتاب ارابه خدایان نوشته اریكفندنیكن مراجعه كنید).
ایرانیان از این پیلهای الكتریكی جریان برق تولید میكردند و از آن برای آبكاری اشیا زینتی سود میجستند. اما در پهنه دریانوردی ایرانیان از این اختراع جهت آبكاری ابزارهای آهنی در كشتی و جلوگیری از زنگ زدن و تخریب آنها استفاده میكردند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت
4:9 AM  توسط Omid
|
يک - باور به يکتائي، مهربان،دانائي، توانائي، نيکي و پاکي اهورامزدا معمار هستي بخش.
دوـ باور به شرارت اهريمن بدانديش و ناپاکي او و نبرد دائمي وي با اهورامزدا از طريق انسان وباور به نبرد پايدار پويائي نوپردازي با کهنه و خرافه پرستي و نيرنگ ودروغ و دشنام.
سه ـ باور به پيام آوران خرد، عشق، آگاهي، روشنائي، بهزيسي، مهر، زندگي بخش و بهساز هستي از مهر، ميترا، زرتشت تا سوشيانت، رهاننده، بودا، ماني و مزدک.
چهار ـ باور به بازگشتي ديگر براي ياداشت و پادافره روانهاي رها شده.
پنج ـ باور به درستي و راستي با ياران و نيکي در پندار و کردار و گفتار براي جهانيان.
شش ـ باور به امشاسپندان ، مهرورزان و مهرگستران.
هفت ـ باور به پاک و نيک و به بودن گوهر آدمي از هر آئين و تيره و تبار و رنگ و جنس و ميهني و آدمي پاکيزه ترين ـ مقدس ترين ـ گوهر هستي است و هيچ قداستي وراي او نيست.
هشت ـ باور به نيکوکاري و دستگيري نيازمندان، ناتوانان و بينوايان و تلاش براي گسترش آسايش آرامش بهزيستي تندرستي راستي انسانسالاري برابري و آزادي و دادگستري و مهرباني و خردگرائي در جهان.
نه ـ باور به پاکداري و پرستاري آب و هوا، خاک و آتش و بهداشت محيط زندگي.
ده ـ باور به نيک انديشي و نيک نگري، نوپردازي نوخواهي با بزرگ داشتن انديشه ها و ابتکارات کودکان، نوجوانان و جوانان براي جامعه اي خردگرا و شهرياري انسان بر روي زمين.
يازده ـ باور به برابري و يکسان بودن زن و مرد و گزينش آزاد همسر از سوي زن و يا مرد.
دوازده ـ باور به انديشيدن به آرامش، آرايش،آسايش و سود مردم و نفي اغراض و منفعت خواهي شخصي و ارج نهادن به تمامي باورمندان و باورها در معابد، نيايشگاهها و کانونهاي بسته ي باور و همبستگي و همراهي و همفکري با انديشه آراستگي ـ نظم ـ جهاني و دوري هر باور ديني در امور ديپلماسي و شهريگري و سياست جهاني .
درود بر شما دوستان آریایی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت
3:9 AM  توسط Omid
|
گذری بر زندگی شگفت انگیز و میهن پرستانه بابك خرمدين
خَرَّم در زبان پارسي هر چيزي است كه خوشي و شادي و لذت را براي انسان فراهم آورَد. اينكه بهار و باغ و بوستان را خُرَّم گوئيم به اين دليل است كه مايهي شادي و نشاطاند. واژه دین از دَینه اوستایی می باشد که به معنی وجدان انسان معروف است . خُرَّمدين، و بصورت امروزينش دينِ خُرَّم بمعناي ديني است كه در کنار انسان ساز بودنش مايهي شادي و خوشي مردمان شود . تعريف دين به اين مفهوم در جايجاي گاتاي زرتشت آمده است، مؤلف كتاب البدء والتاريخ درباره پيروان زرتشت ميگويند: هرچه انسان خرمي بيشتري بطلبد اندوه اهريمن بيشتر ميشود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برميآيد ؛ و در تعريف عقايد خرمدينان مينويسد كه آنها هرچه باعث شادي و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زياني به كسي نرساند را مباح ميدانند . نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست . زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد .
معنی واژه بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد بهرام فره وشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی می دهد . یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است . متاسفانه عده ای از پانترکهای بی سواد دست به جعل نام این بزرگ مرد ایران زده اند و در سایتهای خود از او به عنوان قهرمان ترکان نام می بردند و او را از ترکستان و مغولستان که سرزمین ترکها می باشد خوانده اند . ولی خوشبختانه نام و معنی وی صددرصد ایرانی است و این حرکات فقط کوته فکری – عدم آگاهی و تفکری متحجرانه از آنها را برای ما نمایان می سازد . پاپک خرمدین از سرزمین آریایی مادهای آذربایجان کجا و بای بک ساختگی عده بچه تجزیه طلب از نوادگان وحشی چنگیز خان مغول کجا ؟!؟!؟
بابك از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان بود، گويا مسلمانش كرده بودند و نام عربيش حسن بود. جنبشي كه بابك در ایران آغاز كرد و رسما نام جنبش خرمدينان برخود داشت، يك ايدئولوژي مشخصي را مطرح میكرد كه هدفش براندازي نهائي سلطهي عرب - برقراري مساوات انساني در ايران - تأمين خوشيي براي همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مينويسد كه ايرانيان ازنظر وسعت ممالك و فزوني نيرو برهمهي ملتها برتري داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت باشکوه و سترگ ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و عرب كه نزد آنها دونپايهترين قوم جهان بود برآنها مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتي تحملنشدني روبرو يافتند، و برآن شدند كه با راههاي مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسيس، بابك و ديگران را نام برد . دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت
3:5 AM  توسط Omid
|
.:: به نام خداوند جان و خرد ::.
جشن مهرگان خجسته باد ...
مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی
... می ستاییم مهر دارنده ی دشت های پهناور را،
او که به همه ی سرزمین های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد...
"اوستا – مهریَشت"
"جشن مهرگان" که در گذشته آن را «میتراکانا» یا "متراکانا " می نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می شد، پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روزآغاز شده تا رام روز به اندازه ی شش روز ادامه دارد .
"مهر یشت " نام بخش بزرگی دراوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن ترین بخش های اوستا بشمار می آید . مهر یشت از نگاه اشاره های نجومی و باورهای کیهانی از مهم ترین و ناب ترین بخش های اوستا است و کهن ترین سند درباره ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می باشد . از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است .
روز آغاز جشن مهرگان، "مهرگان همگانی" یا "مهرگان عامه" و روز انجام، "مهرگان ویژه" یا "مهرگان خاصه" نام دارد. همان طور که می دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می شد، تابستان (هَمَ) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان بزرگ و مهرگان جشن آغاز زمستان بزرگ بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می کرده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت
2:46 AM  توسط Omid
|
آيا ميدانيد : اولين مردماني که سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع کرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که اسب را به جهان هديه کردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که حيوانات خانگي را تربيت کردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده کردند ايرانيان بودند.
آيا ميدانيد : اولين مردماني که مس را کشف کردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که آتش را در جهان کشف کردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که ذوب فلزات را آغاز کردند ايرانيان بودند در شهر سيلک در اطراف کاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که کشاورزي را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که نخ را کشف کردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که سکه را در جهان ضرب کردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که کشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يکي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که شيشه را کشف کردند و از آن براي منازل استفاده کردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که زغال سنگ را کشف کردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که مقياس سنجش اجسام را کشف کردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که به کرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني که قاره آمريکا را کشف کردند ايراينان بودند و کريستف کلب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهاي ايراني که در کتابخانه واتيکان بوده به فکر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : کلمه شاهراه از راهي که کورش کبير بين سارد پايتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده است
.آيا ميدانيد : کورش کبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام کورپوليس که خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : کورش پس از فتح بابل به معبد مردوک رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد که بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري کرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط کورش کبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري که کورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و کشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را کورش کبير در ايران پايه گذاري کرد .
آيا ميدانيد : کمبوجبه فرزند کورش بدليل کشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر يک نقاشي ديواري وجود دارد که کمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نکرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داريک ( طلا ) و سيکو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد که بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش کبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت کاملا رايگان بنيان گذاشت که به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند که به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي کرد که بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 – 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندين تن از معماران مصري بروي کاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را که در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد کرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چين ميرفت که بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش کبير به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترين کاخ آسيا شبيه سازي شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپوليس 3 سال طول کشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت کاخ پرسپوليس که نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز يکبار يک سکه طلا ( داريک ) مي داده و به هر خانواده از کارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – کره – عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يکبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت کاخ به کارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است که به گفته مورخان گران ترين کاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است که در همان زمان در مصر کارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم کنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج کرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي که يکي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع کنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاک –سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان که جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث که بدلايل مذهبي از کشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش کبير داراي يک زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش کبير 242 حکمران بر عليه او شورش کرده بودند و او پادشاهي بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت
2:32 AM  توسط Omid
|